تبليغاتX
نکات آموزنده
پیام های آموزشی

خدایا چون ماهیان که ازعمق وسعت دریا بی خبرند،

 عظمت وژرفای عشق تورا نمیشناسم .

فقط میدانم ... که معبود این دل خسته هستی واگر دیده ازمن برگیری خواهم مرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 22:0  توسط فاطمه   | 

باز هم غروب سرخ و دلگیر آدینه به تاریکی شب منتهی شد و لحظه

 قبض و سنگینى روح بر قلب باز هم فارغ از تمام افکار زمینى با دلى آکنده

از عشق به افق سرخ و خونین چشم دوخته‏ و دلتنگ دیدار تو ، چشمهایم

 دیگر از اشک پر شده و افق را تار مى‏بینم و درخشش آسمان در قطرات

 اشکم محو مى‏شود، دلم طاقت نمى‏آورد مى‏خواهم فریادى از عمق جان

 برآورم و به همه بگویم دیگر تاب این همه انتظار ندارم ناگهان طنین دل نواز

 الله اکبر گوش را نوازش داد و دوباره اذان فراق را سر دادم  و با ندای قد قامت

 اذان ، قامت بی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بستم ... 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 20:31  توسط فاطمه   | 

دل درياست و زبان ساحل ،

چون دريا موج زند به ساحل همان اندازد كه در دريا بود!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 8:46  توسط فاطمه   | 

  ( السلام عليك يااباعبدالله الحسين(ع)   

         . محرم وصفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است

امام خميني(ره)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 23:12  توسط فاطمه   | 

زبس که توبه نمودم                    زبس که عهد شکستم

هم از تو هم از توبه                    هم از  گنه خجل هستم

تو آنکه بودی و هستی                 خدای خوب من هستی

من آن که بودم وهستم                  هنوز امیدوار توهستم

حتی گرنیستم همه جا دربرت           كنون سوی تو آمده ام باز

جدا شدم از توولی                       هماره دل به تو بستم

زبان شکر ده                             تا همیشه شکر تو گویم

دلی بده که با آن                         تنها تو را بپرستم

بگیر دست مرا ای                       تو دست گیر دو عالم

که زیر بارگناهان                         ز پای خود بنشستم

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 22:9  توسط فاطمه   | 

گاهی لازم است کوتاه بیایی ،    گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز،

 صبور باید بود ،  اما همیشه مصمم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 15:37  توسط فاطمه   | 

هفت بار روح خویش را آزردم :

اولین بار زمانی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی خود را فروتن نشان دادم

دومین بار آن هنگام بود که در مقابل فلج ها  لنگیدم

سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت،آسان را برگزیدم

چهارمین بار وقتی مرتکب گناهی شدم، به خویش تسلی دادم که دیگران هم گناه می کنند

پنجمین بار آنگاه که به دلیل ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدم،و صبر را حمل بر قدرت و توانایی ام ‌دانستم

ششمین بار که چهره ای زشت را تحقیر کردم، درحالیکه ندانستم آن چهره یکی از نقاب های خودم است

و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشودم و انگاشتم که فضیلت است.

 خلیل جبران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 15:0  توسط فاطمه   | 

بسم رب الحسین(ع) "

حلول ماه محرم را به تمامی عاشقان حسینی تسلیت عرض می‌نمایم .

دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است           قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است

سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب            نام زیبای اباصالح وعباس یکی است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 22:42  توسط فاطمه   | 

آنچه رخ داده را بايد پذيرفت ،اما آنچه روي نداده را ميتوان به ميل خويش بنا نمود!.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 15:10  توسط فاطمه   | 

پيامبراكرم اسلام صلوات الله عليه وآله :

اي گروه اصحاب من همانا خدواندعزوجل شما را به ولايت علي ابن ابي طالب(ع) وپيروي

 او فرمان مي دهد .پس او ولي وپيشواي شما بعد ازمن است .با او مخالفت نكنيد

 كه كافرمي شويد وازاو جدانشويدكه گمراه مي گرديد.خداوند عزوجل علي (ع)را نشانه

 ميان ايمان ونفاق قرارداه است .پس هركه اورا دوست بدارد مومن است وهركس

 دشمنش دارد منافق است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 11:14  توسط فاطمه   | 

زندگی خالی است آن را پر کن                    زندگی یک مشکل است با ان روبرو شو              

زندگی یک معادله است موازنه کن                   زندگی یک معما است ان را حل کن

زندگی یک تجربه است ان را مرور کن                زندگی یک مبارزه است قبول کن

زندگی یک کشتی است با ان دریا نوردی کن       زندگی یک سوال است ان را جواب بده

زندگی یک موفقیت است لذت ببر.                    زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو

زندگی یک هدیه است ان را دریافت کن              زندگی دعا است ان را مرتب بخوان

زندگی درد است ان را تحمل کن زندگی یک دوربین است

                                            سعی کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 10:25  توسط فاطمه   | 

جهنم ایرانیها
خشايار و بهروز خالي بند را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم
!

ميگن چيه؟ ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها!

ميپرسن فرقش چيه؟ ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز!!!

خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا .....

 چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره!

خلاصه ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان.

 خبري هم از قير داغ نيست.

خشاياره ميگه جريان چيه؟ میگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست!

 يک روز قيرش هست قيفش نيست! يه روز دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 13:2  توسط فاطمه   | 

 عيد قربان رابه همه مسلمانان تبريك مي گويم.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 15:1  توسط فاطمه   | 

شهادت پنجمین اختر تابناک امامت و ولایت امام محمد باقر علیه السلام را تسلیت می گویم .
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 15:35  توسط فاطمه   | 

گل فرستادم ، تو بو کن ، اگر رفتم تو با گل گفتگو کن ، اگر مردم فدای تار مویت ، اگر ماندم ، که باز آیم به سویت .
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 0:20  توسط فاطمه   | 

رفتن همیشه به معنای رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت. در بن بستهای زندگی راه آسمان باز است. پرواز بیاموز.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:35  توسط فاطمه   | 

کوتاه در باره دحوالارض:  

  وَ الْأَرْضِ و َمَا طَحَاهَا "
قسم به زمين و كسى كه آن را گسترانيده است.      

بيست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است.  دحوالارض را چنین معرفی

ميكنند:       "روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد" .
گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وحله اول عجیب به نظر اما تعریف         واضح تر این موضوع این است که گفته شود :
پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را              از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ،اولین نقطه ای که از زیر آب سر            بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بيت الحرام وواقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت            آن برای همه عالمیان است .
در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در             روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی            معصومین (ع)  نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .
تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر             خدا در اين روز، اجر بسيار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز       ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :
روزه این روز همانند روزه هفتاد سال وکفاره گناهان هفتاد سال است .
برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...
از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس"        خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است .  و                                  همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است .
روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده                حضرت ابراهيم (ع)  و حضرت عيسى (ع)متولد شده اند.                                                                 نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 23:5  توسط فاطمه   | 

ولادت با سعادت حضرت علی ابن موسی الرضا به شیفتگان ولایت و امامت تبریک می گویم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 16:17  توسط فاطمه   | 

دنیا آنقدر بزرگ است که برای همه جایی برای زیستن دارد .

 پس سعی کنیم بجای اینکه جای دیگران را بگیریم و یا خود را جای

 دیگران جا بزنیم جایگاه واقعی خود را بدست بیاوریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 17:56  توسط فاطمه   | 

فرا رسیدن میلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه(س)

خواهر گرامی حضرت امام رضا(ع)را به همه شیعیان جهان

 تبریک می گویم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 8:34  توسط فاطمه   | 

از آهسته رفتن نترس ،

                            از بي حركت ايستادن بترس!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 5:31  توسط فاطمه   | 

  پرواز

بنده ی من ، من خدایم سوز دل را ساز کن
هر چه می خواهد دل تنگت به ما ابراز کن

گر ، در از روی محبت کس به رویت وانکرد
باز کردم در بیا و اخم خود را باز کن

هر که هستی ، هر چه هستی ، با خلوص دل بیا
گر نیازت را ندادم شکوه را آغاز کن

دوزخی را من بهشتی می کنم با توبه ای
پس بیا با توبه خود را پیش ما ممتاز کن

گر که از بار گنه خم گشته پشتت غم مخور
دل به عفو ما ببند و ترک حرص و آز کن

در مقام توبه کردن عاری از کبر وریا
می خرم ناز تو را پس هر چه خواهی ناز کن

منبع: كتاب زمزمه‌های استغفار 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:38  توسط فاطمه   | 

هم با خدا تو هستی ، هم نا خدا تو هستی

 رو می کنم به هر جا ، در هر کجا تو هستی        از ابتدا تو بودی، تا انتها تو هستی

در جاده های خاکی ،آن سوی ناکجا آباد               هر لحظه رو به روی چشمان ما تو هستی

کشتی شکسته ماییم . اما در این هیاهو             هم با خدا تو هستی ، هم نا خدا تو هستی

گویی درون چشمت خورشید لانه کرده !             سر چشمهء تمام ایینه ها تو هستی

در بین هر رکوع و در بین سجده هایم                  هم دلگشا تو هستی ، هم دلربا تو هستی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 12:18  توسط فاطمه   | 

اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره درجست وجوی چراغ      

وپناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی آغاز شد                            

    از امید در خود چراغی بیافروز که 

                                     پگاه خوشبختی نزدیک است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 9:27  توسط فاطمه   | 

 فصل پاييزعلاوه بر همراهي با آغاز سال تحصيلي جديد هميشه همراه است با يك مناسبت بزرگ ديگر و آن هم هفته دفاع مقدس است به همين دليل تصميم

 گرفتم به پاس رادمرديهاي مردان روزگاران نه چندان دور دو روايت 

 از زندگي دلاور مرد پهنه آسمان سرلشكر خلبان شهيد عباس بابايي را

در اينجا بنويسم .

*خدايا دستت را روي سرم بگذار:

      عباس نمازش را بسيار با آرامش و خشوع مي‌خواند. در بعضي

 وقتها كه فراغت داشت آيه " اياك نعبد و اياك نستعين" را هفت بار

 با چشماني اشكبار تكرار مي‌كرد.

به ياد دارم از سن هشت سالگي روزه‌اش را به طور كامل مي‌گرفت.

 او بقدري نسبت به ماه رمضان مقيد و حساس بود كه مسافرتها

 و مأموريتهايش را به گونه‌اي تنظيم مي‌كرد تا كوچكترين لطمه‌اي

به روزه‌اش وارد نشود.

 او هميشه نمازش را در اول وقت مي‌خواند و ما را نيز به نماز اول

 وقت تشويق مي‌كرد.

فراموش نمي‌كنم ؛آخرين بار كه به خانه ما آمد ، سخنانش دلنشين‌تر

 از روزهاي قبل بود.

 از گفته‌هاي او در آن روز يكي اين بود كه:

وقتي اذان صبح مي‌شود پس از اينكه وضو گرفتي به طرف قبله

 بايست و بگو:

 اي خدا ! اين دستت را روي سر من بگذار و تا صبح فردا برندار.

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 12:24  توسط فاطمه   |